
1 1 زندهست...
نه بخاطر ترک نشدن نماز شبش
نه بخاطر نمازهای اول وقتش
نه بخاطر گریه کردن های بلندبلندش (بهتر است بگویم زار و زجه اش) در روضه و حرم
نه بخاطر جانباز بودنش
نه بخاطر سالها جنگیدنش در عراق و سوریه و مدافع حرم بودنش
نه بخاطر اخلاق خوب و مردمی بودنش
و نه حتی بخاطر اخلاص و تواضعش
و به نظر حقیرِ سرپاتقصیر، اکبر شهید زنده است حتی نه بخاطر اخلاص و تواضع مثال زدنی اش!
اکبر شهید زنده است...
اکبر شهید زنده است، چون یک رو بیشتر ندارد!
صاف و صادق و روراست است؛
همه جا راحت و بی تکلف سیگار میکشد؛
حرفش را بدون تعارف میزند؛
پشت سر احدی حرف نمیزند؛ بلکه انقدر رُک و روراست است که سرباز و سردار نمیشناسد، حرف دلش و انتقادش را تو روی سردار هم بی تکلف میگوید.
اکبر شهید زنده است چون حرف و عملش هردو با دلش یکی هستند.
اکبر سیگاری است اما ابایی ندارد جلوی سردار و سرباز سیگارش را میکشد بدون تعارف!
اکبر هم نفس و همرزم خیل عظیمی از شهدای مدافع حرم بوده، اما در هیچ جمعی هیچ خاطره ای از شهیدی نقل تعریف نمیکنه و هیچ وقت نمیگه یادش بخیر فلان جا با فلان شهید بودم؛
یکبار که جمع اصرار داشت خاطره ای از مهدی بختیاری بگوید، گفت من تنها کسی بودم که سیگار دادم دست شهید مهدی !!!
اکبر جانباز است اما خودش قبول ندارد جانبازی اش را میگوید چیزیم نشده که...
موجی است اما فاز موجی بودن را برنمیدارد مثل بعضیا ادا ندارد...
حتی وقتی موج گرفتش تا یک ربع فقط میخندید
برچسب:
نویسنده: ماهان رستمیان