از آخرین باری که اومدم اینجا و نوشتم 5 سال میگذره! همان موقع یادمه همهی نوشته های قبلی رو حذف کردم به جز همین دوتا مطلبِ آخر که تاریخش برای سال 1396 ِِ
اینم به لطف یکی از دوستای قدیمی شد که یادم اومد اصلا همچین وبلاگی داشتم! اومدم بلاگفا و فقط با یک بار اشتباه بار دوم رمز رو درست وارد کردم و اومدم تو بخش مدیریت وبلاگم. حدودا 20 تا مطلب نیمه کاره دارم. درست 5 ساله که نیمه کاره موندن و احتمالا تا ابد همینطوری بمونن و کامل نشن...
نمیدونم چرا از لحظهی دیدن این وبلاگ دلتنگ شدم! نمیدانم علتش چیست و با دیدن وبلاگ قدیمی خودم دلتنگ چه شده ام؟!
البته این دلِ #بیقرار دنبال بهانهست برای تنگ شدن! حالا تنگه چه؟! بماند...
خیلی وقت بود میخواستم از اینستا بکنم و بیام بیرون، البته به لطف فیلترینگ در دوماه اخیر توفیق ناخواسته حاصل شد. پس چه جایگزینی بهتر از اینجا؟! مثل کسی ام که دفتر خاطرات قدیمی اش را پیدا کرده باشد. هرچند تموم خاطراتش را سوزاندم اما با سوزاندن چیزی حذف نمیشود بلکه تموم صفحاتش به شدت واضح بر دلم نشسته.
ادامه میدهم...
برچسب:
نویسنده: ماهان رستمیان